گزارش ویژه ههنگاو درباره کشتار جمعی معترضین در گیلان و واقعه بازار رشت
سازمان حقوق بشری ههنگاو به اطلاعات و شواهدی دست یافته است که بر مبنای آنها، استان گیلان و بهطور خاص شهر رشت، در روزهای پنجشنبه و جمعه ۱۸ و ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ (هشتم و نهم ژانویه ۲۰۲۶)، شاهد یکی از مرگبارترین سرکوبها در جریان اعتراضات سراسری ایران بوده است.
اسناد و گزارشهای رسیده به سازمان حقوق بشری ههنگاو حاکی از آن است که در شهر رشت، تا روز شنبه، همزمان در بیمارستانها و آرامستان باغ رضوان تعداد پرشماری از پیکر معترضان کشتەشدە وجود داشتە است. منبع هەنگاو تاکید کردە تنها در یک بیمارستان اسامی ١٣٤ کشتە شدە ثبت شدە بود.
بر اساس آمار ثبتشده احراز هویتشدگان در سازمان حقوق بشری ههنگاو، تاکنون ٩٠ شهروند گیلک در جریان اعتراضات سراسری به دست نیروهای حکومتی کشته شدهاند. از این تعداد، ١٤ زن و ٢ کودک هستند.
گزارشهای رسیده به سازمان حقوق بشری ههنگاو همچنین نشان میدهد که بخشهایی از بازار معروف رشت موسوم به «بازار بزرگ رشت» در شب پنجشنبه ١٨ دی ماه، دچار حریق گسترده شده است.
یک منبع مطلع به ههنگاو گفته است:«اوایل اعتراضات، شهر رشت دست مردم بود، اما بعد دیگر اینطور نبود. بخش زیادی از بازار رشت سوخته است. تعدادی از ساختمانها آتش گرفتهاند. بیمارستانها پر از جسد بودند. شاید بالای ۱۵۰۰ نفر فقط در رشت کشته شده باشند. نیروهای حکومتی همهجا بودند و عملاً مردم را به رگبار میبستند. هیچچیز برایشان مهم نبود جز کشتن. بسیاری از بازداشتیها در خیابان ضیابری نگهداری میشوند و اکثر آنها جوان هستند.»
تیم راستیآزمایی ههنگاو بر اساس گفتوگو با منابع متعدد دریافته است که در روز پنجشنبه ۱۸ دیماه ۱۴۰۴، همزمان با اعتراضات در رشت، چندین آتشسوزی در نقاط مختلف این شهر رخ داده است. در جریان این آتشسوزیها، افرادی مانع از خاموش کردن آتش توسط معترضان و نیروهای امدادی شدهاند. یک منبع مطلع در این زمینه به ههنگاو گفته است:
«مدل آتشسوزیها متفاوت بود، اما وجه مشترک همه آنها این بود که عدهای مسلح به قمه، اجازه خاموش کردن آتش را به آتشنشانان و مردم نمیدادند.»
شاهد عینی دیگری در این رابطه به ههنگاو گفته است:
«بخشهایی از بازار رشت، از جمله راسته لوازمالتحریرفروشان و فروشندگان نایلون فریزر، بههمراه یک مسجد، بهطور کامل سوختهاند.»
منظور از مسجد در این روایت، مسجد حجتیه است. مسجد حجتیه در محله رودبارتان شهر رشت و در محدوده بلوار مطهری، خیابان اخوان و خیابان اسکندری واقع شده است. از نظر موقعیت جغرافیایی، این مسجد در نزدیکی مراکزی همچون میدان شهرداری رشت، رستوران جهانگیر، بیمارستان امیرالمؤمنین، بازار بزرگ رشت و کلینیک جراحی تخصصی فارابی قرار دارد.
بر اساس روایتها و گزارشهای رسیده به سازمان حقوق بشری ههنگاو، پیش از به آتش کشیده شدن مسجد، بازار رشت دچار حریق شده بود. بنا بر روایتهای متعدد، شهروندانی که در بازار حضور داشتند تلاش کردند آتش را مهار کنند، اما حریق بهسرعت گسترش یافت. معترضانی که در بازار و کوچههای تودرتوی آن گرفتار شده بودند، ناچار بودند یا در آتش بسوزند یا برای نجات جان خود از بازار خارج شوند. با این حال، در زمان فرار به سمت خیابان شریعتی، با رگبار گلوله مواجه شدند.
در روایتهایی کە جمهوری اسلامی از رسانەهای رسمی خود منتشر کردە است، تلاش شده، آتشسوزیهای رخداده، از جمله آتشسوزی بازار بزرگ رشت، به معترضان و مردم نسبت داده شود. این در حالی است که بازار بزرگ رشت از نظر فرهنگی و معیشتی جایگاه ویژهای برای مردم این شهر دارد و منابع و راویان ههنگاو نسبت دادن چنین اقدامی به مردم را رد کرده و تأکید میکنند که شهروندان رشت، محل کسبوکار، زندگی و هویت فرهنگی خود را به آتش نمیکشند.
بر اساس روایت شاهدان مختلف از شهر رشت، بسیاری از مردم در شب پنجشنبه، در نقاط مختلف شهر، تصور میکردند که کنترل شهر بهطور کامل در دست معترضان است؛ در حالی که همزمان، در بخشهایی دیگر از شهر، بهویژه در محدوده بازار رشت، نهتنها حریقی گسترده و ویرانگر در جریان بود، بلکه نیروهای حکومتی مانع از ورود آتشنشانان برای مهار آتش شده و افرادی را که از حریق میگریختند، به رگبار میبستند.
ههنگاو تاکنون بهطور مستقل به برآورد دقیقی از شمار کشتهشدگان حوادث بازار رشت دست نیافته است، اما شاهدان و راویان، وجود تلی از پیکرهای جانباختگان در خیابان شریعتی را تأیید کردهاند؛ جایی که افراد پس از فرار از بازار، هدف شلیک مستقیم قرار گرفته بودند.
سازمان حقوق بشری ههنگاو همچنین به اطلاعاتی دست یافته است که نشان میدهد شهرهای لاهیجان، آستانه اشرفیه و لنگرود نیز در جریان اعتراضات سراسری، شاهد سرکوب شدید و گسترده نیروهای جمهوری اسلامی بودهاند.
یک منبع مطلع در این رابطه به ههنگاو گفته است که مأموران حکومتی در شهر آستانه اشرفیه به مردم اعلام کرده بودند: «ما حکم تیر جنگی داریم.» به گفته این منبع، نیروهای امنیتی بهصورت کوچهبهکوچه شلیک میکردند و پس از آنکه یک خیابان بهاصطلاح «پاکسازی» میشد، با شلیک منور، سایر نیروها را مطلع میکردند که این محدوده «تمیز» شده است. به گفته شاهدان، تیراندازیها بدون هیچگونه تفکیکی انجام میشد؛ از شلیک به پای یک زن سالمند حدوداً ۷۰ ساله که تنها از ترس پشت خودرویی پناه گرفته بود، تا مرد سالمند راننده تاکسی که صرفاً در حال عبور با خودروی خود بود.
منبع مطلع دیگری از شهر لنگرود به سازمان حقوق بشری ههنگاو اطلاع داده است که در روز چهارشنبه ۱۶ دیماه ۱۴۰۴، گروهی از قضات و دادستانها جلسهای ویژه در دادگستری لنگرود و شورای تأمین در شهرداری برگزار کرده بودند که هر دو محل با تجمع و اعتراضات خشمگین مردم مواجه شد. به گفته این منبع، نیروهای حراست با تیراندازی مستقیم موفق شدند اعتراضات را سرکوب کرده و جلسه را به ساختمان شهرداری منتقل کنند.
این منبع همچنین اضافه کرده است که به دلیل مدل شهرسازی لنگرود، که حتی در سال ۱۳۵۷ نیز امکان برگزاری تجمعات متمرکز در آن وجود نداشت، در سال ۱۴۰۱ تنها یکبار چنین تجمعی شکل گرفت که با تلفات و مجروحان فراوان همراه بود. وی افزود:
«سه شب در خود لنگرود اعتراضات در سه مسیر مختلف جریان داشت که با تعداد زیادی زخمی و بازداشتی همراه بود و یک شب نیز در چاف، تیراندازی مستقیم صورت گرفت و کشتههای زیادی بر جا گذاشت. مردم شاهد تیر خلاص زدن بودند و تمامی مأموران شناسایی شدهاند و از آن روز به دلیل ترس، به خانههایشان بازنگشتهاند.»
این منبع مطلع در ادامه گفته است:
«در کل استان گیلان فقط اینترنت قطع نبود؛ تماسهای تلفنی حتی از داخل خانهها نیز بهطور کامل قطع شده بود و همچنان تعداد نیروهای امنیتی و لباسشخصیهای مسلح در شهرها بسیار بالاست.»
بر اساس اطلاعات دریافتی، شمار قابل توجهی از جانباختگان پس از انتقال به مراکز درمانی جان خود را از دست دادهاند و همچنین نیروهای امنیتی با اعمال فشار، تهدید و ایجاد اختلال مستمر، مانع برگزاری حتی سادهترین مراسمهای خاکسپاری برای جانباختگان شده و هرگونه تجمع یا آیین سوگواری را سرکوب کردهاند.
همچنین در جریان اعتراضات مردمی در شهر لاهیجان، نیروهای امنیتی اقدام به استقرار نیروهای مسلح بر فراز ساختمان شهرداری و یک مدرسه دولتی کرده بودند که بنا بر اظهارات شاهدان، احتمال حضور تکتیرانداز در این نقاط وجود دارد،گزارشهای رسیده به ههنگاو حاکی از استفاده همزمان از گلوله جنگی و ساچمهای است و در بسیاری از موارد، شلیکها به ناحیه سینە وسر صورت گرفته است. تا روز بعد از اعتراضات، آثار گسترده خونریزی در پیادهروها و معابر شهری همچنان قابل مشاهده بوده است.
همچنین منابع ههنگاو اطلاع دادهاند که زیرزمین مسجدی در انتهای خیابان شیشهگران لاهیجان، که در جریان اعتراضات سال ۱۴۰۱ بهعنوان محل نگهداری و شکنجه بازداشتشدگان مورد استفاده قرار گرفته بود، در جریان اعتراضات اخیر نیز در معرض استفاده مجدد نیروهای سرکوبگر قرار داشت. با این حال، مداخله و مقاومت مردم مانع از تکرار این وضعیت شده و اجازه استفاده دوباره از این محل داده نشده است.